g بسم الله الرحمن الرحيم ÿ

 

درياست نبی و گوهرش فاطمه است ... يكتاست علی و همسرش فاطمه است ... با آنكه همه خلق هست در پناه حسين ... او هم به پناه مادرش فاطمه است

 

 مادر خانم فاطمهء زهرای مرضيه

 

اين حسين كيست كه عالم همه ديوانه اوست ؟ ........................... اين چه شمعيست كه جانها همه پروانه اوست ؟

 
این جمله فقط برا محرم نیست بخدا!
ساعت ۱٢:۱٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۸ بهمن ،۱۳٩٠  

بنام ایزد یگانه

سلام به خانم فاطمه مرضیه

سلام به همه

هر چه بیشتر میبینم و تجربه کسب میکنم این سخن خیلی بیشتر خودشو نشون میده:

آهای آدما:   هر روز عاشوراست، هر جا کربلاست

این جمله فقط برا محرم نیست بخدا!

هر درخواستی (اوه اوه)، هر نگاهی (وای وای وای)، هر اقدامی هر ...

درخواست ازت میشه که حال بدی که صفا کنن؟ خلافو اسمشو گذاشته حال کردن :))

نمیگی: بابا همه دارن خلاف میکنن، اینکه چیزی نیست؟!

میگم: چرا امضا کردی؟ میگه من امضا نکنم یکی دیگه امضا میکنه

میگم: پس میدونی؟

میگه: آره بابا، ولی چکار کنم، اگه امضا نکنم اخراج میشم

میگم: داداش اینکه رشوه است

میگه: خب ندم نمیذارن کار کنم، کارمو عقب میندازن

میگم: خب اینا چیه میگیری؟

میگه: چیزی نیست، خودشون میدن، راضی اند

میگم: ...

میگه:...

بعد محرم و صفر هم که میشه: میپره لباس مشکی به تن و به یا حسین گفتن!

میگم: آخه مگه همین امام حسین نگفت: تن به ذلت نده

مگه آقا نگفت: اینان که صدای منو نمیشنوند، بخاطر لقمه حرومه

خب اینا که گفتی که همون مال حرومه! داداش! آبجی!

باز میگه: آه، من امام حسین رو دوست دارم

میگم: از اسمش خوشت اومده یا عادت کردی بگی دوسش دارم؟

شایدم میخواهی امام حسین گوش کنه تو چی میخواهی، زودی انجام بده؟

بازم قاطی کردم، مگه نه؟

به دور و برت نگاه کن، چقدر خلاف و اختلاس

خب بابا آخرش اینه که میندازنت بیرون و خلاص

بس نیس؟!

مگه به رزاق بودن خدا شک داری؟

یعنی روزیت دست این آقا و خانمه؟

عجب ایمانی! ایمانت منو کشته!

اوا، خوب قرض دارم، مریض دارم، قسطمو کی میخواد بده؟ بچم دلش میخواد، چشماش چپ میشه اگه نره اون مدرسه، خب ما هم دل داریم، ای بابا اینکه چیزی نیست، برن اون شاه دزدها رو بگیرن، من نکنم یکی دیگه انجام میده، گیر دادیها!

یه نگاه عاقل اندیش میکنه و حق بجانب! یعنی داری چرت میگی بابا، کجای کاری؟ نمیفهمی و از این جور داستانها!

کمی توضیح بیشتر بدم که بابا دارید خودتو دستی دستی استاد میکنی...

میگه بتوچه! صدات از جای گرم بلند میشه، حالیت نیست، بدبختی نکشیدی که بدونی چی میگم...

اوه اوه یکی بیآد اینو بگیره الان منو میکـُـشه

البته حضرت علی هم بنده خدا میگفت: فقر که بیآد، ایمان از اون در خارج میشه

من حالیم نیست

نمـُــردیمو شـیعه و سـنی واقـعی، مسلمون گرامی را هم دیدیم

عجب عقب افتاده ای هستم من! :)

خب دیگه همه چی حل شد، برید جانم به کارهاتون برسید

وقتتو تلف نکن، عقب میمونی عزیز!

حرفهای خوب هم جاش مثل قرآن رو طاقچه است، فقط گاهی بخون و خوش باش که به به چقدر ثواب بردم ملائک دیگه باید تعظیم کنن بمن!

آره عزیز حرفهای حقیقی به زندگی ربطی نداره، زندگی و و اقعیت چیز دیگه ست

یاحق


 
خوب هستین؟
ساعت ۱٠:٠٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۸ تیر ،۱۳٩٠  

بنام خدای فاطمه

سلام به فاطمه و مهدی فاطمه

سلام به همه

احوالات؟

چقدر فکر میکنیم خوبیدم؟

چندی است که خاطره نمینویسم!

آنان آمدند و رفتند

خیلی ها دیدن ولی ندیدن ( یکیش خود من)

خیلی ها شنیدن ولی نشنیدن (یکیش خود من)

خیلی ها بودن ولی نبودن (یکیش خود من)

بگذریم!

در این ماه شعبان و ولادت گوهرهای عالم و ما و دنیا و ...

هیچ داری از دل مهدی خبر؟ (نه)

گریه های هر شبش را تا سحر!

او که ارباب تمام عالم است!

من بمیرم سر به زانوی غم است (آیا حاضریم بخاطر راه حق بمیریم؟)

شیعیان! (کو, کجاست, شیعه؟)

مهدی غریب و بی کس است! (خدا را داره پس همه چیز داره!)

جان مولا معصیت دیگر بس است (جان مولا بسیار بالاتر از این حرفهاست)

شیعیان بس نیست غفلت هایمان (شیعه دیدی سلام خالصانه منو حتما بهش برسوندید)

غربت و تنهایی مولایمان

ما عبید و عبد دنیا گشته ایم (اینو هستم و قبول دارم)

غافل از مهدی زهرا گشته ایم (خلایق هر چه لایق, بخاطر همین روزگارمون اینطور رقم زده شده)

دوستان!

نظرم داخل پرانتزها آمده

نظرات شما چیه؟

راستی مواظب خودتون باشید

مراقب رفتار و اخلاقیات خودمون باشیم در این سیر سفر دنیای زمینی!

نکنه در این گذر کوتاه زمان سفر زمینی دیگران از ما آسیب ببیند! خیر رساندن در مرحله بعد!

یاحق


 
دنیا از دیدگاهم
ساعت ٧:٤٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٦ بهمن ،۱۳۸٩  

بنام خدای فاطمه

سلام به خدا و سلام به همه

این جملات دیروز به ذهن رسید و کم کمکی نوشتم

تا چه شود و چه دستگیر شود و چه ...

زندگی همچون دشتی است وسیع و سراب گونه با درختانی پر ز میوه های نیاز، وزش باد با صدای قهقهه و ساز

چشمه ای هست زلال با کمی وسوسه که بجایِ یادآوری آب و آسمانی پاک، باعث لخت شدن میشود تا بجوییم خویش را در آن

غافل از اهریمن که نشسته تا ببیند نقاط ضعف را و بریزد شهدی رویمان که شویم مست و بمانیم آنجا و برنداریم قدمی ز قدم.

گاهی آسمان می بارد! که کنیم نظری بر بالا تا ببینیم ستاره جهت نما و درآییم از چشمه.

عده ای اندک نیز جهت رفع نیاز جرعه ای مینوشند ز آب و میخورند میوه از درختان نیاز، شاکرند اما ننشیند برِ آب و روند سوی افق تا که نزدیک شوند بخدای خالق ...

خب اینم از اینبار

خدا کنه همه خوش باشید از ته دل و خوشیدتون مداوم باشه

یاحق


 
شیعیان و پیروان راستین
ساعت ۸:۱٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٦ آذر ،۱۳۸٩  

سلام بر خدا

سلام به فاطمه زهرا

سلام به حسین خون خدا

و سلام به پسر خون خدا

سلام به دلدادگان

سلام به آنانکه معرفت را آموختند و اخلاق را در عمل بجا آوردند

سلام به همه

سلام به همهمه

امسال این کلمات محتشم چقدر برام معنی پیدا کرده؟

تاحالا اینطوری نفهمیده بودم!

خب اینم بخاطر عقب موندگیمه!

باز این چه شورش است که در خلق عالم است؟

باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است؟

سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است

گویی عزای اشرف اولاد آدم است!

...

این مصرع ها محشرند!

نمیدونم چی بگم!؟

از آسمانیان بگذریم و به زمینیان نظر کنیم!

منم که اهل زیر زمین، البته زیر تر

این اوضاع و احوالی که ایجاد شده منو یاد این جمله انداخته:

با دانش و آگاهی در انتظار مهدی عج باشیم که حسین ع را منتظرانش کُشتند!

خب منکه حواس ندارم پس تو حواستو جمع کن!

یاحق


 
یاران چه کردن و یغماگران چه؟
ساعت ٦:٢۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٩ آبان ،۱۳۸٩  

بنام خدای فاطمه، خدای همه

سلام به همه

در این ایام که از بچه های جبهه و جنگ صحبتکی میشه، میخوام اینو بنویسم:

همشون سینه سپر کردن واسه عزت و شرف و اعتقاد و مملکت و داشته های ایران و ایرانیان و دفاع کردن از منافع هموطنان، با ریخته شدن خونشون و بازماندگانشون در حسرت خوبی های ایشان

حالا چی؟

بعضی ها به غارت دین و اعتقاد و مال و جان هموطن و ایران و ایرانیان کمک کردن تا کمی از لذتهای فریبنده دنیا به نوایی برسن.

تا بوده همین بوده!

قصه کوفیان که شنیدی! بخوبی میشه دید!

مغلوب رعب و وحشت

مغلوب رنگ اسکناس

مغلوب وعده و وعید (آخ کجاست این خلافت ملک ری)

...

هر دو فعالیت کردن

اما آنان کجا و ایشان کجا؟!

خوش به حال افرادیکه هنوز به منافع ملی فکر میکنن با هر عقیده و شخصیتی که دارند.

خوش به سعادت کسانیکه به سعادت بشر اندیشه میکنن و عمل نیز هم.

سعادتمند هر دو دنیا اشخاصی هستند که دو روز سراب گونه دنیا را از آب تشخیص میدن!

زیرک کسی است که در بازی دنیا مغلوب نمیشه بلکه دنیا انگشت تحیر به دندون میگیره تا کنده شه J

بازیه بازیگران را میخوریم؟

کجاست استاد و مرشد که یاد بده راه کجاست و بیراهه یعنی چی؟

گاهی بعضی ها ندانسته آب به آسیاب دشمن میریزن، والا بچه های خوبین.

باور ندارید؟ از خودشون بپرسید! J

خب دیگه شعار بسه، بریم عمل کنیم

چی؟ عمل بینی؟

نه بابا، کارهای خوب

به یادگار بذاریم فرهنگ صحیح

اوه فرهنگ صحیح! مامانم اینا، اینا چی میگن؟

هیچی بابا

بگذریم

یاحق


 
آیا ما در جایگاه خودمان هستیم؟
ساعت ٥:٢٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳ امرداد ،۱۳۸٩  

بنام خدای فاطمه

سلام به بازدیدکنندگان

میخوام در مورد تلسط ما به همه چیز را بگم:

هر مشکلی که داریم از فرهنگه!

اینم شد سیاست؟

مگه من خودم عقل ندارم میفهمم قرآن چی گفته!

اصلا نیاز به احکام نیست ما خودمون میدونیم باید چکار کنیم!

این روش اقتصادی هم که بدرد نمیخوره!

در مورد این بیماری هم که بنظرم راه علاجش را میدونم!

امنیت که دیگه نگو و نپرس!

اگه اینو که من میگم انجام شه، مشکل دیگران حل میشه!

...

خلاصه میبینید که در تمام امور حرفه ای هستیم و هیچ مشکلی نیست جز اینکه جز خودمون هیچ کسی را قبول نداریم!

جالبه نه؟

همه کارشناس در تمام امورن!

وقتی نتایج عقلمون فایده نداره چی؟

یه عده در به در دنبال متخصص میگردن و عده دیگه در پی معجزه حالا چه جوری؟

دنبال فال و رمال و ...

یاد این جمله افتادم:

اگه به آدم بزرگی کار کوچیکی بدی کار رو خراب میکنه و اگه به آدم کوچیکی کار بزرگی بدی بازم کار خراب میشه

خب آیا ما در جای خودمان هستیم؟

بگذریم

تا نوشته بعدی

یاحق


 
بیاد قدیم
ساعت ٤:٤٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٠ امرداد ،۱۳۸٩  

بنام خدای فاطمه

سلامی به سادگی همین سلام

با کم و زیادش یکسالیست که ننوشتم

امروز وقتی دست داد تا یاد گذشته کنم و یاد دست نوشته ها، یاد خاطرات، یاد ...

بگذریم

رفقایی داشتم که شدن دوستانم

دوستانی داشتم که شدن آشنایانم

آشنایانی داشتم که شدن ...

بازم بگذریم

آخه دنیاست دیگه همیشه اینطور بوده و هست

میان و میرن!!!!!!

ما هم آمدیم و میریم

برعکس خیلیها من از رفتن ناراحت که نمیشه هیچ، خوشحال هم میشم

موضوع دلزدگی و نا امیدی و ... اینا هم نیست

اونایی که منو مثلا میشناسن میدونن

خب دیگه شاید وقتی بود و نوشتیم

یاحق


 
بازم یکسال یا دوسال با کم و بیشش
ساعت ۸:۱٥ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٠ تیر ،۱۳۸۸  

سلام سلام سلام

سلام بی پایان

سلام به همه

هرچی بگم بازم کمه

چی بگم؟

خب اینطور شروع میکنم:

سال ١٣٨۶ آخرین مطلبی بود که نوشتم ١١ اسفند ماه بود و فکر کردم روزگار فرصتی داده که بعد از یکسال بتونم دوباره بنویسم

اما خب حساب کتاب من بود نه حساب کتاب روزگار میبینید که امروز تونستم بیام و بنویسم اما تا چه مدت و چطور خدا داند

یه مدت خاطرات مینوشتم اما الان نمیدونم

اوضاع فکریم به هزار راه میره اما بازم نمیدونم چی بنویسم

آخه اشکال از منه

این منم که اشکال دارم والا همه چیز هست

حالا دل چی میگه؟

میگه رفقایی داشتم که ازشون بی خبر ماندم و میدونم بی معرفتی از منه

اونا لطف داشتن و محبت کردن امام من ...

بگذریم که کارم گذشتنه، حداقل این یکی را دیگه فراموش نکردم

خدای زیبایی ها را شکر و سپاس

خب مزاحم نمیشم اگه واقعا فرصت و زمان یارم بشه میام و با دوستانم خوبم شروع میکنم.

خب دیگه برید پی کارهای خیلی خوبتر

همه را دستو دارم و از این بابت خدا را شکر میکنم

خدا نگهدار همتون

دست حق یار و یاورتون

یاحق


 
بعداز یکسال
ساعت ٦:٥٢ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۱ اسفند ،۱۳۸٦  

سلام سلام

سلام به روح فاطمه

سلام به محبوبه حق

سلام به شما و سلام به همه 

نزدیک به یکسال نتونستم بیام و بنویسم البته در سال 1386 حدود 10 یا 12 ساعت در مجموع آمدم در اینترنت ولی زمانی برای سر زدن به دوستان نداشتم و همچنین نتونستم با اینکه این همه به من گذشت براتون بنویسم

بگذریم

امروز کمی بیشتر وقت دارم و همینجا از همه دوستان عذر خواهی میکنم که نتونستم برم و از وجودشان استفاده کنم

بگذریم

انشاءالله که همه خوبتر از قبل شده باشند و همواره از مسیر زندگی درسهای خوبی گرفته باشند. گرچه شاید بعضی چیزها به ظاهر بد بوده ولی نتیجش حتما درس مفیدی بوده مثلا بعضی از کارها اشتباه بوده و بعضی از کارها از رو ناآگاهی بوده و بعضی از کارها را باید قویتر کرد و انجامش بیشتر و بهتر شه. در هر صورت بهتره چشمامونو باز کنیم و یادمون نره برا چی هستیم. 

اگه خدا بخواد شاید بتونم بیشتر باشم و بیشتر در ارتباط با دوستان

خب دیگه برید جایی که 2 تا مطلب دستگیرتون شه تا امروزتون بهتر از دیروزتون بشه.

کوچیک همه هم هستم

در پناه حضرت حق


 
لبخند دیگری از فاطمه
ساعت ٧:٥۱ ‎ب.ظ روز شنبه ٢ تیر ،۱۳۸٦  

بنام خدای فاطمه خدای همه

سلام به حضرت دوست و سلام به کسیکه دوست واقعی و کامل حضرت دوست بود خانم فاطمه زهرای مرضیه(س)

سلام به همه هرچی بظاهر خوبه و بده

خب دوباره یه وقته کوتاهی آمد و من هم که از خدا خواسته مطلبی که قول داده بودم بنویسم.

یادتونه قرار بود لبخند دوم خانم فاطمه را بنویسم؟

خب براتون بگم لبخند دومی که اینو هم خیلی دوسش دارم و خیلی حرف داره اینه:

روزآی آخر عمر دنیایی خانم فاطمه بود خیلی ناراحت بود که همتون خوب میدونید چرا، ولی خانم خیلی گرفته بود تا اینکه فزه جویا شد. خانم فرمودند: از این ناراحتم که بعد از رجعتم به حضرت دوست به رسم اعراب بدنم را بر روی تخته چوبی میزارند و همه حجم بدنم را میبینن و من از این موضوع راضی نیستم.

فکر کن؟ ببین خانم تا کجا فکر میکنه!

واسه چی؟ واسه کی؟ .......

فزه گفت: جایی که بودم رسم مراسم خاکسپاری اینطور بود که جعبه‌ای میساختند و بدن مسافرشونو درون اون جعبه میگذاشتند و کسی بدن اون رجعت کرده را نمیدید خلاصه ظاهرا روی زمین هم تصویری با خطوط برای بهترینه عالم میکشه، اینجاست که خانم با وجود تمام مصیبتها و دردها و .... لبخندی زیبا میزنه و از این موضوع خوشحال میشه.

خوشحال از اینکه دیگه خیالش از این موضوع هم راحت شد.

آخه میدونید که وصیتش چی بود؟ چجوری بخاک سپردنش؟ چه زمانی؟ چکسانی بچشم ظاهر در مراسم این مسافر عزیز شرکت کردند؟

آره عزیز! در دل شب، تنها محرمش علی، چند تن از مسلمانان مومن حقیقی، دوست نداشته با اینکه مردم مدینه نبودند ولی حجم بدنش برای همانهایی که بودند نیز مشخص باشه، اونم چی در تاریکی شب.

من فکر میکنم این یعنی حجاب واقعی و عمق معنای حجاب از هر نظر

شاید فکر میکرد مبادا چشم کسی به بدن مطهرش بیافته و در خاطرش بمانه ولی اونا که نگاه نمیکردن!؟ آخه آدمهای اون شب همشون بهترین بودند ولی شاید فکر میکرد مبادا یک لحظه چشم ببینه!

شاید نمیخواست ....

خب حالا ببینه آیا چیزی جز شیون . زاری و ناراحتی و گریه چیز دیگه‌ای بود؟ نمیدونم!

افکار و عقاید و حساباش مخصوص خودش و دوستش <حضرت دوست> بود که بهش پیوست.

آخه من ... که این جور چیزها را نمیفهمم.

بگذریم فقط خواستم بگم این لبخند هم خیلی تاثیر گذاشته و دوستش دارم. همین!

خب دیگه بریم که وقته رفتنه

تا ببینیم بعد چی میشه.

در پناه حضرت دوست باشید انشاءالله

یاحق