بنام خدای فاطمه
سلام به خدای فاطمه و سلام بر خود فاطمه
سلام به همه و همهمه
خیلی وقته دیگه نمیدونم چی بنویسم. یعنی حرف خیلی زیاد دارم ولی خب نمیدونم کدومشو بنویسم و یا چجوری بگم؟ نمیدونم
از رفقام؟ از زندگیم؟ از جامعه؟ از ظاهرها؟ از باطنها؟ از واژها؟ از دلتنگیها؟ از دلدادگی؟ از دلرباییها؟ از دلبریها؟ از تنهاییها؟ از خاطرهها یا ...
واقعا گیج شدم
گاهی اوقات یاد این شعر میافتم که:
منم یه روز عاقل بودم عشق تو مجنونم کرد زشهر عقل و عاقلان یکباره بیرونم کرد.
گاهی اوقات بخودم میگم: کجا؟ وایسا! با این سرعت کجا میری؟ که بکجا برسی؟
گاهی اوقات هم میگم: چی شده چرا وایسادی؟ چرا حرکت نمیکنی؟ چرا ساکت شدی؟ بعد میگم آخه میدونی سکوت هم یک جوابه برای بعضیها یعنی سکوت از هر حرفی سنگینتره و واضحتر. بعد میگم بگذریم این نیز بگذرد. خلاصه!
بعضی از افراد میان و یه کارهایی یه حرفهایی بعد .... بگذریم
بعضی از افراد اینطور وانمود میکنن بعد که کارشون ... دیگه نیستند. بگذریم
بعضیها فکر میکنن که کارشون خیلی درسته و خیلی خوب میفهمند ولی .... بگذریم
بعضیها اولش با یه شور و .... بعد اصلا انگار نه انگار. بگذریم
بعضیها قول میدن و بعد .... بگذریم
بعضیها فکر میکنن خیلی زرنگن ولی حیف که زرنگ بودن را در صادق بودن نمیبیند. بگذریم
بعضیها تا از کلمات شیرین استفاده میکنی ... بعد که دوست داری اون مشکلات کوچولو هم که هست برطرف شه انگار که اعلام جنگ دادی ... بگذریم
میبینی چه خوب چه بد باید بگذریم. آخه میدونی همش در حال گذره پس ببین که ارزش نداره
این بعضیها که گفتم یکیش خودم هستم. کسی بدل نگیره چون شاید سنگین باشه و دل درد بگیره. بگذریم (گرچه خیلی هم سنگینه)
تجربه کردم که از همه چیز بگذرم بجز یه چیزهایی که بین من و ... هست بگذریم
نمیخواهی اقیانوس باشی ولی به عمق یکسانتیمتر؟ ولی وسعت داشته باش!
حالا اگه در بعضی از مسایل هم به عمق پایین شیرجه میری خیلی خوبه ولی یادت باشه زمان زیاد نیست بجاهای دیگه هم یه نگاهی بنداز. بگذریم
گرچه این هم مهم نیست و اصلا اساس این دنیا قفسی بیش نیست و روحم در این کالبدم گیر افتاده و فریاد قلبم خفه شده و دلم هم که معلوم نیست کدام گوشه افتاده. آخه نه شناختی نه معرفتی نه ....
بگذریم.
منتظر سفرم هستم. چرا اسم من درنمیاد؟ منکه داوطلبم! منم صدا کنید دیگه! یعنی از وقت و قرار هم باید بگذرم؟ باشه از این هم میگذریم.
نه اینکه بگید ناامید نه ولی خیلی دوست دارم عالم ماورای ماده را هرچه زودتر تجربه کنم. گفتم که داوطلبم!
ای خدا
خب دیگه برید که اینجا ماندن نداره و باید گذشت.
خدا صبر و شکیبایی زیبا و ارادت و معرفت والا به همتون بده تا از مشکلاتیکه در راه دارید سربلند بگذرید و وارد مرحله بعد. گذر هر مشکلی با شناخت باعث معرفت بهتر در مرحله بعدی خواهد شد.
خب تا یه وقت دیگه اگه بودیم در پناه خدای فاطمه باشید
دیگه یاحق